جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
522
تحفة الملوك ( فارسى )
داشتن شما ارشاد و دعوت مردمان را به سوى حق مىنمايد و ديگر احتياج به گفتن زبانى نيست . و اگر ورع و ساير اعمال شما نباشد هرآينه گفتن زبانى شما در ارشاد و دعوت مردمان نفع نمىدهد . و بدانكه تقوا و ورع را سه مرتبه است : مرتبهء اول ، تقواى عوام است . و آن ، آن است كه اينكس اين قدر ملكهء تقوا را داشته باشد كه به واسطهء آن خود را محافظت و مجانبت نمايد از مخلّد شدن در آتش جهنم . و اين مرتبهء تقواى پرهيزگاران و برى شوندگان از كفر و شرك است ؛ چونكه از براى كافر و مشرك به فرمودهء إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ « 1 » و امثال آن ، نجاتى نمىباشد و مخلد در نار جهنم است . و اشاره به اين مرتبه است فرمودهء خداوند كه وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى « 2 » ، يعنى آنكه خداوند الزام فرموده است بر مؤمنين كلمهء تقوا را . و مراد از آن ، كلمهء لا إله الا اللّه است كه معناى آن ، توحيد و دورى نمودن از شرك است و به خصوص منصوص است . مرتبه دويّم ، تقواى خواص است . و آن اين است كه اين كس اين قدر ملكهء تقوا داشته باشد كه به سبب آن خود را محافظت و نگاهدارى نمايد از داخل شدن در نار جهنم . و اين مرتبهء تقواى پرهيزگاران و اجتنابكنندگان است از تمام محرمات و معاصى و گناهان ، هم كبيره و هم صغيره ، و هم گناهان جوارحيه و هم گناهان و رذايل نفسانيه . و اشاره به اين مرتبه است فرمودهء خداوند كه وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ « 3 » ، يعنى آنكه اگر اهل قريهها ايمان بياورند و تقوا را از جميع معاصى و تمام محرّمات استعمال نمايند هرآينه مىگشاييم بر ايشان درهاى بركتها و خيرهاى دنيويه و اخرويه را از جانب آسمان و از سمت زمين ، و ايشان را تعبى و مكروهى كه موجب ملال ايشان باشد در دنيا و در آخرت نمىباشد ؛ چونكه تمام بلاها و مصيبتهايى كه موجب ملال و عذاب نفس مىباشد ، از جهت دفع معاصى و تخفيف دادن گناهان است ؛ چنانكه سابقا تحقيق اين مطلب شد . مرتبه سيّم ، تقواى اخص الخواص
--> ( 1 ) . نساء : 48 . ( 2 ) . فتح : 26 . ( 3 ) . أعراف : 96 .